سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

225

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

نگهدارى مىشد . به زهير بن القين فرماندهى جناح راست و حبيب بن مظاهر الاسدى جناح چپ واگذار شد و پرچم سواره نظام خاندان هاشم به عباس بن على تفويض گرديد . حسين ( ع ) كه خود را براى درگيرى سرنوشت‌ساز مهيّا مىكرد ملبّس به رداى پيامبر شد و با مشك خود را معطّر ساخت و بر پشت اسب سوار شد و با قرآنى كه در دستش بلند كرده بود به سوى دشمن راند و خطاب به آنان ، در حالى كه به درگاه خداوند استغاثه مىكرد در خطبه‌اى غرا و زيبا ، چنين فرمود : « اى خدا ، تو پشت گرمى من در هر بيچارگى هستى ، تو اميد من در هر سختى هستى . اى خداوند تو تنها وعده در هر ناراحتى و پريشانى هستى كه قلبها در آن ضعيف مىشوند و عمل [ انسان ] كند مىگردد جايى كه دوستان هم انسان را تنها گذاشته و رها مىكنند و دشمنان از روى بدخواهى در اين بدبختيها شادى و خوش‌حالى مىكنند . اى خداوند من خود را به تو مىسپارم ، از دشمنانم تنها به سوى تو شكايت مىبرم و تنها آرزو و تقاضايم به سوى تو است . چه كسى جز تو مىتواند مرا از غم رهايى بخشد . تنها تو نگهبان هر رحمت و سرور هر فضيلت و آخرين پناهگاه هر آرزومندى هستى . » ( 37 ) دشمن ، گفتگوى حسين ( ع ) با زشت‌ترين و شنيع‌ترين سخنها پاسخ گفت : در ميان آنها شمر با ديدن آتشى كه در اطراف خيمه‌هاى حسين ( ع ) مشتعل بود گفت : « حسين ، تو براى آتش اين دنيا حتّى قبل از آتش روز قيامت عجله مىكنى . » مسلم بن عوسجه ، صحابى حسين ( ع ) ، بخاطر اين دشنام شنيع ديگر نتوانست خود را مهار كند و از حسين ( ع ) براى پاسخگويى شمر بوسيلهء تير ، كسب اجازه كرد . امام حسين ( ع ) او را متوقف ساخته و فرمود : « ما هرگز جنگ را از جانب خود ، شروع نخواهيم كرد . » ( 38 ) اوضاع لحظه به لحظه حادتر و حمله از جانب ارتش اموى قريب‌الوقوع‌تر مىشد . حسين ( ع ) ديگر بار به جلو آمد و پس از ستايش خداى تبارك و تعالى و راز و نياز به درگاه او بخاطر ارزانى داشتن رحمت واسعه‌اش بر محمد ( ص ) خطاب به دشمنان فرمود : « اى مردم ! شما مرا متهم مىكنيد ولى بينديشيد كه من كيستم ! سپس از قلبهاى خود جستجو كنيد كه با من چه مىكنيد . خوب توجّه كنيد كه آيا براى شما